ای کاش کودکی بودم در کنار ساحل نیلگون دریای خزر یا پهنه خلیج همیشه ایرانی و می دویدم با شادی واقعی کودک بودن از الطاف باری تعالی است و ای کاش آدم بسوی تکامل نمی رفت هر چند روایت است که تکامل انسان از حکمت های خدا است انسان وقتی بسوی تکامل می رود از کودکی خودش دور می شود خنده و گریه انسان کامل هدفمند است او پرستش را ملاک می داند از همین رو خداوند کریم مقرر کرده است که کودک فارغ از پرستش باشد تا او یعنی خداوند یک دنیای واقعی را هم خلق کرده باشد برای اینکه دنیای بزرگترهای همه چیز دان خیلی دور از واقعیت است و خیلی نزدیک به حقیقت و کودکان را با حقیقت کاری نیست و فقط واقعی هستند ای کاش کودکی بودم که با تن پوش نازک حریر سفید به دنبال پروانه ها می دویدم و اصلا دوست نداشتم آنها را بگیرم و مال خودم باشند و فقط دوست داشتم آنها پرواز کنند و من هم به دویدن دنبال آنها برای شاد بودن راضی بودم و مثل بزرگتر ها که هر چه دارند باز هم می خواهند داشته باشند نمی شدم لطافت از واقعیت هایی است که تنها کودکان آن را دارند عرشیان به تو خواهم گفت کودکی را چگونه پاس بداری و تا می توانی کودک باشی اگر هم به دنیای حقایق وارد می شوی برای تملذ واقعیت در کلاس کودکان شاگردی کن.
خبرگزاری دلستانه در شبکه های اجتماعی:
تمامی حقوق مادی و معنی این سایت متعلق به دلستانه است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. خبرگزاری دلستانه